زين العابدين شيروانى
57
بستان السياحه ( فارسي )
و چهاردهم شهر رجب يازدهم و سيزدهم شهر شعبان سيم و چهارم شهر رمضان سيم و بيستم شهر شوّال هشتم و بيستم شهر ذىقعده دويّم و پنجم شهر ذىحجّة ششم و هشتم در بيان حكم سكّزيلدوز پوشيده نماند كه حكماى ترك و ختا و ايغور و چين و تاتار و تمامى اهل مشرق بر اين رفتهاند كه در فلك چند ستاره است بر صورت شتر مست كه او را سكّزيلدوز كويند و نحس است و آن هشت ستاره است و سر او هميشه بر دايره افق است و چون در تحت الارض باشد بد است براى تخم كاشتن و درخت غرس نمودن و قناة كندن و خزانه نهادن و سفر كردن و چون در فوق الارض باشد نشايد حاجت خواستن از ملوك و صيد نمودن و سوارى و عهد و بيعت كردن و قصد و حجامت نمودن بدانكه سكّزيلدوز را حركتى معيّن و مقرّر كردهاند و ابتداى دور آن را از اجتماع نيّرين كيرند و هر ده روز دورهء تمام كند و ابتدا از مشرق كيرند و كفتهاند هركاه به سفر روند و يا بابتداء كارى عزم كنند نشايد روى بدان طرف نمايند كه اكر او در آن جانب باشد موجب خطر باشد و اكر ناچار در روز سفر يا زمان مقاتله و معارضه در طرف مقصود افتد اوّل پشت بران بايد كرد و چند كام بايد رفت بعد از ان متوجّه طرف مقصد بايد كشت و صدقه نيز بايد داد بدانكه اوّل و يازدهم و بيست و يكم ماه در جانب مشرق باشد در آن ايّام بناء عمارت نبايد كرد كه زود خراب شود دويّم و دوازدهم و بيست و دويّم ماه در ميان مشرق و جنوب باشد نبايد جماع كرد كه اكر فرزندى متولّد شود كور باشد سيّم و سيزدهم و بيست و سيّم ماه در جانب جنوب باشد بوقت زوال نشايد در آب فرورفتن كه علّتها در تن پديد آيد چهارم و چهاردهم و بيست و چهارم ماه در ميان جنوب و مغرب باشد پوشيدن لباس نو بد است محبوس كردد پنجم و پانزدهم و بيست و پنجم ماه در مغرب باشد نبايد مجامعت كردن كه تن معلول كردد ششم و شانزدهم و بيست و ششم ماه در ميان مغرب و شمال باشد هرچه در آن ايام مخفى نمايند آشكار شود هفتم و هفدهم و بيست و هفتم در شمال باشد عقد و نكاح خوب نباشد كه بفراق انجامد هشتم و هيجدهم و بيست و هشتم در ميان مشرق و شمال باشد نزد ملوك رفتن نيكو نباشد چه كه در آن خطر باشد نهم و نوزدهم و بيست و نهم در تحت الارض باشد سفر نبايد نمود دهم و بيستم و سىام در فوق الارض است خصومت نبايد كرد كه نيكو نباشد در بيان اختلاجات اعضا پوشيده نماند كه حكماء يونان در اختلاجات اعضاء حكمى نمودهاند و حركت هر عضوى را دليل سعادت و نحوست كردهاند و حكام حركت اعضا از جانب راست بر اين نمط فرمودهاند جستن فرق سر علامت جاه و عزّت و جستن نيمه سر علامت نعمت جستن عقب سر علامت دولت و جستن تمام سر علامت سعادت جستن زلفكاه علامت حشمت جستن پيشانى علامت عيش جستن ابرو علامت دوستى جستن ميان ابرو علامت شادى جستن دنبال ابرو علامت ملامت جستن پشت چشم علامت رنج سبك جستن خانه چشم علامت مهر و محبّت جستن دنبال چشم علامت شادى جستن زير چشم علامت خبر خوش جستن رخسار علامت شادى جستن بينى علامت خصومت جستن لب بالا علامت مهمان جستن كوشه لب علامت خصومت جستن لب زيرين علامت شادى جستن زنخدان علامت عيش جستن كوش علامت شادى جستن كلو علامت دولت جستن دوش علامت انديشه جستن بازو علامت توانكرى جستن آرنج علامت نعمت جستن ساعد علامت عداوت جستن بند دست علامت مال جستن پشت دست علامت انديشه جستن كف دست علامت يافتن مال جستن انكشت بزرك علامت عيال جستن انكشت دويّم علامت جاه و عزّت جستن انكشت ميانه علامت راز جستن انكشت چهارم علامت جاه جستن انكشت خورد علامت مال جستن سينه علامت خصومت جستن پستان علامت شادى جستن شكم علامت پيوند جستن ناف علامت غم جستن تهىكاه علامت سلامتى جستن سرين علامت دوستى جستن زهار علامت مال جستن خصيه علامت